چند عکس واسه این پست گذاشتم امید که استفاده کنید

جنگنده جدید ساخت وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح

تصویر زیر هم از جنگنده های قبل از انقلاب است

یادداشت های شخصی من در باره همه چیز
چند عکس واسه این پست گذاشتم امید که استفاده کنید

جنگنده جدید ساخت وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح

تصویر زیر هم از جنگنده های قبل از انقلاب است

در هفته اي كه گذشت طيف اكثريت ( اصولگرايان ) نمايندگان هشتمين دوره مجلس فوريت طرحي را به تصويب رساندند كه به موجب آن سازمان ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري كشور از زير مجموعه رياست جمهوري خارج و به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي الحاق خواهد شد .
اين تصميم در حالي اتخاذ شد كه در سال 1383 و در پي تلاش مجلس ششم و هفتم سازمان ميراث فرهنگي پس از مطالعات بسيار و كار كارشناسي شده به زير مجموعه رياست جمهوري منتقل شد و رياست سازمان ميراث فرهنگي به عنوان معاون رييس جمهور قرار مي گيرد . اين تصميم بخردانه موجب آن گرديد كه حفاظت از آثار تاريخي كشور ، ارتقاي سطح توليدات صنايع دستي و حفظ فرهنگ و رسومات گذشته و جذب گردشگران خارجي و رونق گردشگري داخلي به مرز شكوفايي برسد و موجب ارتقاي سازمان ميراث فرهنگي در سطح داخلي و در بين مجامع بين المللي گرديد .
اما مجلس هشتم در ابتداي كار خود دست به اقدامي شتابزده و عجولانه و احساسي زد و در موضع گيري بر عليه رحيم مشايي رياست سازمان ميراث فرهنگي پيرامون سخنان وي در مورد دوستي مردم ايران و اسراييل و عدم بركناري ايشان توسط رييس جمهور اين طرح را به تصويب رساند . تصويب اين طرح نشان داد كه وقتي افرادي بي تجربه و بي مسئوليت به واسطه فيلترينگهاي نظارتي غلط و سياسي كاري پايشان به مجلس كشيده مي شود دست به رفتارهاي بچه گانه مي زنند . طيف اكثريت نمايندگان مجلس هشتم به سبب لجبازي با دولت و رياست محترم جمهوري به علت ناتواني در برخورد با اشخاص دست به تغيير در ساختاريك سازمان بسيار مهم و باارزش چون ميراث فرهنگي مي زنند . و براستي كه اين خيلي بد است كه يك مشكل مقطعي كه در حوزهاي پيش ميآيد و موضوع را نميتوانند حل كنند، با تغيير ساختارها مشكل را ميخواهند حل كنند، اين درست نيست.
اين اقدام مجلس هشتم كه بسيار عجولانه و شتابزده و بدون كوچكترين كار كارشناسي شده صورت پذيرفت باعث مي شود سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري تبديل به معاونتي كوچك درون وزارت ارشاد گردد و عملا موجب حذف اين سازمان مهم خواهد شد . سازماني كه عهده دار فرهنگ و تمدن پيشينيان است و رسالتي عظيم بر دوش دارد .
اين تصميم نابخردانه مجلسيان از ديگر سو با چشم انداز بيست ساله نظام كه مقام معظم رهبري سند آن را ترسيم نموده اند و به موجب آن ايران در سال 1404 مي بايست سالانه 20 مليون نفر توريست در طول سال از ايران ديدن نمايند منافات دارد .
اين تصميم موجب خواهد شد نقش اين سازمان در عرصه جهاني كمرنگ گردد و حفاريهاي غير مجاز و غارت گنجينه ملي كشور توسط سوداگران فرهنگي رو به افزايش گذارد . اميدوارم نمايندگاني كه چنين طرحي را كه از بيرون به مجلس راه يافته و برايش امضاء جمع كرده و تصويب نمودند در اين اقدام خود تجديد نظر كنند وگرنه بايد بر احوال اينچنين مجلسي گريست و بر احوال مردمي كه چنين وكلايي دارند .
چه كساني به تاريخ من تيشه مي زنند؟
چه مي توان نوشت درباره پايان غم انگيز يك شهر؟
چه مي توان گفت درباره مرگ بي صدا و خاموش خاطره يك سنت، يك فرهنگ؟ هيچ كلمه اي، هيچ جمله اي و هيچ نوشته اي نمي تواند چنين پايان دردناكي را تصويركند. چرا كه احتضار و تباهي غريبانه شهري كه روزگاري نه چندان دور نمادهمنشيني و انس و اخوت اديان و اقوام مختلف بوده است، چيزي فراتر از يك فاجعه است و با اين حال هيچ كسي جز من و دريا و آفتاب بر آخرين نفس هاي شهري كه قدمت آن بيش از ۶۰۰۰سال است، نمي گريد. ( ۱ )
با تو از واپسين ثانيه هاي حيات شهري سخن مي گويم كه روزگاري فخر همه سواحل جنوب ايران زمين بوده است.
با تو از سقوط بي صداي تمدني سخن مي گويم كه نشخوار «بلدوزرها» و «تيشه ها» و «كلنگ ها» مي شود و آنها چون غده اي بدخيم، چون سرطاني بدفرجام، موريانه وار خاطراتش را مي جوند و «فرغان،فرغان» و «كاميون، كاميون» به خاكريزهاي فراموشي مي سپارند و مرگ دردناك و خاموش اين دستاورد همزيستي برادرانه اديان و اقوام مختلف ايراني، صداي تيشه اي است كه به ريشه خود مي زنيم. صدايي كه گوش فلك را كركرده است و ما به خيال توسعه و تمدن، سرخوش از جام بي باده مدرنيته، هرصدايي را مي شنويم جز صداي ازهم گسيختن خاطره قومي، صداي فروريختن گذشته پرافتخارمان!
آري با تو از غروب «بافت قديم بوشهر» سخن مي گويم...
راستي! مي داني «بافت قديم بوشهر» كجاست؟
بافت قديم بوشهر
شهر كوچك يا شبه جزيره مثلث شكل بوشهر داراي چهارمحله به نام هاي «بهبهاني»، «شنبدي»، «دهدشتي» و «كوتي» است كه هريك براي خود وجه تسميه اي دارند. «بهبهاني» محله اي بزرگ است كه در قسمت شمال شرقي شبه جزيره بوشهر قراردارد. انتهاي اين محله پوزه «باسيدون» يا «باستيون» است كه زاويه نهايي شبه جزيره است. محله بهبهاني از نام تجار و بازرگانان اهل بهبهان مقيم دراين محله گرفته شده است. مسجد «حاجي باباحاجي»، «حمام طلا»، «خانه قاضي» و «خانه نخاسو» دراين محله قراردارد. «شنبدي»، يكي ديگر از اين محله هاست كه وجه تسميه آن از نام «شنبد» يا «شيبه» جد اعلاي خاندان «آل عصفور» گرفته شده است. «مسجدنو»، «حسينيه كازروني»، «مسجد ملك»، «كليساي گريگوري» و «ارگ قديمي شيخ نصر آل مذكور» در اين محله قراردارد. در قديم مي گفتند نام اين محله از نام «شمبلو» غلام سياه حاج رئيس التجار گرفته شده كه البته دكتر «سيدجعفر حميدي» معتقداست كه اين وجه تسميه درست نيست. «دهدشتي»، يكي ديگر از محله هاي چهارگانه بافت قديم است كه در ضلع شرق و جنوب شرقي شهر واقع شده است و مسجدمعروف دهدشتي هم دراين محل قراردارد. و بالاخره محله «كوتي». كوتي در زبان بوشهري يعني هندي. اين نام را به اين خاطر به اين محله داده اند كه خانه بزرگ مقر كمپاني هندشرقي انگليس كه بعدها مقر كنسولگري و دفتر كنسولگري دولت انگليس در بوشهر شد دراين محله تأسيس شده بود. اين ساختمان در سال ۱۷۶۳م، يعني زمان تأسيس كمپاني هندشرقي در بوشهر با اجازه كريمخان زند ساخته شد و تا سده نوزدهم در اختيار كمپاني هندشرقي بود. ساختمان دركنار ديوار قديم شهر بوشهر در قسمت جنوب غربي قرارداشت كه امروز ديگر ديوار وجودندارد.
از ويژگيهاي معماري سنتي بوشهر اين است كه پس از باز شدن در و دروازه ورودي خانه و قلعه، ديواري براي جلوگيري از ديد مستقيم و جدا كردن اندروني با بيروني ساخته مي شده است يا پردهاي ضخيم يا گليمي كار اين ديوار را انجام مي داده. سكوي كنار در ورودي از ديگر خصوصيات معماري بناهاي اين منطقه است كه همچون ساير عناصر با كاركردي خاصي تعريف وساخته مي شده است.اين سكو با اين هدف مورد استفاده قرار مي گرفت كه ميهمان مي توانستند در انتظار باز شدن در نشسته و رفع خستگي كند. علاوه بر اين وجود اين سكو از تابش آفتاب شديد جنوب به صورت و بدنش جلوگيري ميكرده است.
در اين سبك معماري بعضي خانهها داراي دو حياط اندروني و بيروني بوده و برخي تنها يك حياط داشته است. اتاقها در چهار طرف ساخته ميشده و براي اين كه از تابش مستقيم آفتاب و گرما در امان بمانند، همه اتاقها داراي ايوان سراسري بوده است.
اگرچه در گذشته هريك از عناصر با هدف خاصي در اين سبك معماري به كار گرفته مي شدو اين شيوه بهترين نوع تطابق با اقيلم خاص منطقه به شمار مي رود، اما از نيم قرن گذشته اين سبك خاص كم كم به كنار گذاشته شد ومعماري رايج در محدوده پايتخت در اين منطقه افزايش يافت.
پا نوشت :
۱ - بافت قدیم بوشهر مربوط به دوران افشاریه تا اواخر قاجار می باشد اما حداقل سابقه تاریخی شهر بوشهر فعلی با حومه به ۶۰۰۰ ق م باز می گردد